سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
261
تاريخ ايران ( فارسى )
تشكيل قشون بزرگ ايران و عدهء آن در سال 481 پيش از ميلاد تداركات بزرگترين لشكركشى كه در دنيا واقع شده باتمام رسيد و در پائيز آن سال دستجات مختلفهء آن قشون در ولايات كاپادوكيه جمع شده به طرف ليديه رفتند . خشايارشا زمستان را در آنجا بسر برده قوائى كه در تحت فرمان داشت و آن از اطراف و اكناف كشورهاى وسيعهء پارس فراهم شده بودند چنان رعب در دلها انداخته بودند كه هرچند البته بيشمار بوده ليكن درباره آن اغراق و مبالغه را به حد افسانه رسانيدهاند ، بهترين تشريحى كه از عناصر مختلفهء اين قشون شده آنست كه هرودوت نقل كرده و او نهتنها حسن بيان بخرج داده بلكه براى مورخين و همچنين اشخاصيكه در استقصاى شمارهء نژادها و قبايل انسانى ميكوشند ميزان خوبى فراهم كرده است . بارى مقدم بر همهء طوايف پارسيان و ماديها بودند كه نيزه و كمان و شمشير داشتند ، بعد از آن كيسسىها و هيركانيان ( گرگانىها ) را ذكر مىكند كه حربهء آنها نيز مانند پارسيان بوده است پس از آن آسوريان كه مغفرهاى مفرغى داشتند ، باختريها ، آريانيها ، پارتيها و طوايف مجاورهء آنان كه نيزه و زوبين داشتند ، سپس طايفهء ساكا كه جنگجويان معتبر بودند و كلاه دراز عجيب و تبرهاى جنگى داشتند ، بعد از آن هنديها با قباهاى پنبه ، حبشيان افريقا با ابدان منقش مسلح بكمانهاى دراز و تيرهائيكه نوك آنها منتهى به سنگ ميشد ، حبشىهاى آسيا كه احتمال ميرود بوميان جنوب ايران و مكران بودهاند و مغفرهاى عجيبى داشتند كه آن را از كلهء اسب ميساختند و همچنين طوايف ديگر حتى مردمان جزائر دوردست خليج فارس . بر هرجماعتى يكنفر پارسى گماشته بودند ، كليهء سپاه را اجمالا منقسم به گروهان و افواج و رسدها و دستهها نموده بودند . فرمانروائى كل پيادگان را به مردونيه ( ماردونيوس ) واگزار كرده بودند ، ليكن سپاه جاويد فرمانده مخصوصى داشت . اما سواران بيشتر پارسيها و ماديها بودند و تقريبا هشت هزار تن ساگارتيان كه مردم شمال ايران و كمندانداز بودند ضميمهء ايشان شده ، طوائفى كه سوار عراده شده و با اين حال محاربه مينمودند نيز جزء سواران محسوب ميشدند . از طايفهء كيسسىها نيز جزء آنها بودند ، هنديان سوار عراده شده گورخر بعرادهء خود مىبستند و وجود ايشان در جنگ